Now Reading
Endless Sorrow اندوه بی سرانجام

Endless Sorrow اندوه بی سرانجام

Artwork by M Faizi


ای شهر شلوغ مرگ

اندوه بی سرانجام

یائسه آواره


ای غریب ترین عابر

غریب ترین تاریخ بیرون زده از جنگ

غریب ترین زن شلاق خورده در شهر

ای بغض گم شده ی ناتمام

گریه کن



 بلخ را بامیان را

!کندز را

وقتی روسری مادرت به زمین افتاده

گریه کن

برای کندهار

،برای هرات

وقتی سرود عشق را لبیک می گویند

گریه کن


خیابان خیس شود از خون، در چموش ترین نقطه جهان و زنان آواره ات

در برقعه ی از اندوه

صف بندند برای عقد

سربازان ات

گره بخورند

در کف کفن های خونین

!تا جهان منجوق بزند به داغی آه مادران خسته ات


بیوگرافی نویسنده: هدی خموش، نویسنده، شاعر و فعال حقوق زنان

بیوگرافی مترجم: کیوان جالینوس، دانشجوی دانشگاه بوستون. زبان فارسی را نیز نزد استاد ایرانی دانشگاه بوستون آموخت


Endless Sorrow


Oh crowded city of death

Endless sorrow

Hopelessness adrift


Oh loneliest wayfarer

Loneliest history emerging from war

Loneliest woman flogged in the city

Oh lost endless sorrow





Tears for Balkh for Bamyan

For Kunduz!

When your mother’s scarf is falling to the ground


For Kandahar

For Herat

When the anthem of love is accepted



The street is soaked with blood in the most vicious place on earth and uprooted women

Under a veil of sorrow

Are lined up for marriage

Your soldiers


In bloody shrouds 

Until the world is crowned with the plaintive signs of your weary mothers 


Translated from Persian by Keyvan Jalinous. Jalinous studies Persian at Boston University.

If you liked this poem and would like to help more writers like this publish their work, please consider supporting our writers and artists by becoming a member HERE.

Copyright © 2024 the archipelago. The material on this site may not be used elsewhere without written permission. For reprint enquiries, contact us